العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

78

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

با آيات دنبالش بعلاوه سوگند خدا باعظم و أعلى اولى است ( پايان ) من گويم : خمسه متحيره پنج سياره سرگردان جز خورشيد و ماه از سبعه سيّاره‌اند و آنها را سرگردان خوانده‌اند براى آنكه گاهى به حركت مخصوص خود بسوى مغرب روانند ، و گاهى متوقف از حركت و گاهى برگشت به مشرق دارند و براى همين چند فلك تدوير براى آنها ثابت كرده‌اند زيرا در حركت يك فلك اختلاف نيست « 1 » . « چون آسمان شكافت و اختران پراكنده شدند » زيرا چون آسمان از هم بپاشد ناچار اختران روى زمين پراكنده شوند چنانچه رازى در ( ج 8 ص 486 ) تفسيرش گفته و افزوده كه فلاسفه منكر امكان شكست و بست در افلاكند و دليل ما بر امكانش اينست كه همه اجسام مانندند و يك نواخت و از اين رو ميتوان آنها را بآسمانى و زمينى بخش كرد و جوهر آنها مشترك است و علويات و سفليات هر دو جسم‌اند و بنا بر اين هر چه در اجسام زمينى روا باشد بايد در اجسام آسمانى هم روا باشد ، چون دو مانند را يك حكم است ، و هر چه بر اين آيد بر آن هم آيد . و در تفسير قول خدا سبحانه « چون آسمان شكافته شود » گفته : ( ج 7 ص 509 ) شرحش در چند جا گذشت ، و از على عليه السّلام روايت است كه از كهكشان شكاف برميدارد « و گوش بفرمان خدا است و بايدش چنين باشد » يعنى در جرم آسمان مانع از تأثير قدرت خدا نيست و از پاشيدن اجزاء آن از هم و در اثر پذيرى چون بنده‌ايست فرمانبر ، در برابر فرمان آقاى خود ، و به همين معنا است كه فرموده « آمديم بدلخواه و فرمانگذار » كه آن هم دلالت دارد بر نفوذ قدرت خدا در ابداع و ايجاد بىمانع مانع اصلا چنانچه اين آيه « أَذِنَتْ لِرَبِّها » در اينجا دلالت بر نفوذ قدرت او دارد

--> ( 1 ) اوفق بمقام قرآن همان قول دوم است كه از مولا على عليه السّلام نقل شده زيرا قرآن براى عموم مردم است و وضع خمسه متحيره و كواكب سبعه را جز دانشمندان نميدانند و نمىفهمند ( شرح مترجم ) .